به گزارش تفکر، علی باقری از ارسال درخواست تعطیلی پنج کارگاه معدنی به مراجع قضایی استان خبر داد و افزود: همچنین پیگیریهای لازم برای توقف عملیات چهار شرکت معدنی فاقد پروانه و مجوز در دست اقدام است.
وی شرایط پرمخاطره و رعایت نکردن موازین ایمنی را از جمله علت اصلی درخواست تعطیلی پنج کارگاه معدنی به مراجع قضایی استان ذکر کرد و گفت: همچنین طی مکاتبهای با دستگاه قضایی، پیگیر توقف عملیات چهار شرکت معدنی فاقد پروانه بهرهبرداری و مجوز معتبر از ادارهکل صنعت، معدن و تجارت استان هستیم.
باقری از اجرای دقیق آییننامه آموزش ایمنی کارفرمایان، کارگران و کارآموزان در استان خبرداد و گفت: براساس این آییننامه آموزشی، نیروهای کارگر ماهر و آموزشدیده در معادن و کارگاهها به کارگیری میشوند.
این مسئول تشکیل کمیته حفاظت فنی و بهداشتکار در معادن را ضروری دانست و تصریح کرد: طبق قانون، پیمانکاران معادن باید نسبت به دریافت گواهینامه صلاحیت ایمنی از اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اقدام کنند.
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران بیان کرد: با توجه به ماهیت پرخطر و شرایط ویژه کارگاههای معدنی و به منظور صیانت از نیروی انسانی شاغل در بخش معادن، بازرسان کار استان بهطور مستمر از تمام واحدهای معدنی استان بازدید و طبق قانون با کارفرمایان متخلف برخورد خواهند کرد.
گفتنی است برابر آییننامه ملی معادن، بررسی مستمر وضعیت ایمنی معادن بر عهده دو وزارتخانه صمت و تعاون، کار و رفاه اجتماعی است.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.