یادداشت «تفکر» درخصوص آتشی که کینهتوزان بر سر ایرانِ کهن میریزند؛
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.
به گزارش تفکر، این روزها که اوضاع نابسامان جهان و منطقه، با خون و آتش عجین شده، گاه به افرادی حق میدهم که آرزو میکنند کاش «نظریه چارلز داروین» موسوم به «تکامل» یا «فَرگشت» در مسیر معکوس خود تکرار شود و بسیاری از این انسانها به هیأت و خاستگاه اولیه خود بازگردند، انسانی که قرار بود اشرف مخلوقات باشد اما چونان لکه ننگی بر قامتِ تاریخ نشسته است.
بهطور معمول توقع داریم سران یک کشور آن هم کشورهایی که لبادهی توسعهیافتگی بر دوش دارند، جزو نخبگانی باشند که در گفتار و رفتار، بهتر از عوامالناس به نظر آیند اما هرگز اینگونه نیست و توحش آنها از حد گذشته است .
اینک در نقطهای از جهان ایستادهایم که یک دیوانه در جایگاه رییسجمهور یک کشور، هر عقده و آرزویی که در وجودش نهفته است را در قالب دروغ و جملاتی مُهمَل و مضحک، حالا با مصاحبه، توئیت یا گزارش و... به خورد مردم جهان میدهد. نامردی که بهشکلی مشمئزکننده تمام جهان را به سُخره میگیرد و شأن یک مقام رسمی را تا سطح یک دلقک بینالمللی تنزل بخشیده؛ از تمسخر زندگی شخصی رییسجمهور فرانسه تا حرفهای مستهجن در مورد پادشاه عربستان و موارد دیگر.
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده؛ کما اینکه دیروز و در آخرین نشست مطبوعاتی وی در نزد نمایندگان رسانههای جهان، خبرنگاری در مورد سلامت روانش پرسیده بود.
* لعنت بر نظم نوینی که سردمدارانش این دیوانگان باشند
برای ثبت در تاریخ مینویسیم که ترامپِ وقیح، «چهل و هفتمین» رییسجمهور آمریکا، هر بلایی خواست سر مردم ایران درآورد و البته قبلش پیام میداد: «کمک در راه است»، لعنت بر نظم نوینی که سردمدارانش این دیوانگان باشند که گویا ماموریت تازهشان ویرانی کامل ایران است. این قمار مرگباری که این بار ترامپ شروع کرده، نتیجهاش فقط باخت است.
اقتصاد ایران سالهاست به واسطه سیاستهای غلط، دستخوش تلاطمهای فراوان بوده و هست اما امروز نقش آمریکا در بدبختیهای فزاینده ملت ایران در همه این سالها آشکارتر از روزِ روشن است.
این بود سرنوشت کهنترین تمدن دنیا با موقعیت حسرتبرانگیز ژئوپلیتیکاش، تا به دست ترامپ و همدست خونخوار و خونریزش نتانیاهو، به این روز بیفتد؟
ما تردیدی نداریم به تعبیر استاد «محمدعلی اسلامی ندوشن» ایرانِ کهن چون ققنوس از خاکستر آتش زنده بیرون خواهد آمد؛ پس شرم باد بر کسانی که خود را الگوی توسعه و فرهنگ میدانستند اما زندگی این تعداد انسان از زن و کودک و پیر و جوان را به هیچ و پوچ انگاشتند.
نکته آخر اینکه خواه کسانی که با نظام جمهوری اسلامی زاویه دارند خواه کسانی که طرفدار نظام هستند و خواه قشر خاکستری که تلاش دارد دامن خود را از این زندهباد و مردهباد دور نگه دارد؛ اساساً هر کسی که در جغرافیای ایران جانمان زندگی میکند، امروز با یک تنش روحی عمیق و استرس و نگرانی کشنده دست به گریبان است و این نکته را تنها و تنها کسی درک میکند که در قلب ایران عزیزمان حضور دارد.
آری؛ وطنپرستی واژه عظیمی است که در طنز، شوآف، استوری اینستاگرام و توئیت تعریف نمیشود؛ وطن را این روزها کسی میداند چیست که با اشک میخوابد و با اشک برمیخیزد.
و سرانجام کنکور ...
بهخاطر شرایط جنگی فرایند برگزاری آزمون نهایی طولانی شد و بلافاصله پس از آن، کنکور و طبیعی است در چنین شرایطی نتیجهگیری هم دشوار میشود و سرجمع نمرات و امتیازات دانشآموزان اُفت خواهد کرد و یکی از نگرانیهای جدی والدینی که دختر یا پسر کنکوری دارند، همین است.
«برق خورشیدی»؛ یک تیر و چند نشان
این مسیر از آنجایی اجتنابناپذیر است که آب و خاک استان مازندران نیاز به توجه بیشتر دارد و لازم است در یک برنامه بلندمدت، تولید برق در نیروگاههای بزرگ و کوچکی که مازوت، گازوییل و حتی گاز میسوزانند و آلایندگی بسیاری دارند در این اقلیم متوقف شود و جای خود را به نیروگاههای برق خورشیدی بدهد.
«بر رسولان پیام باشد و بس»
این کلک با رویاهای چندان رقصید و این خامه بر خیالاتی بسيار، لیک زمانه گاه سر سازش ندارد و این خامه، چه سرخوردگیها دید و ببیند؛ با این همه، عشق به بیداری، راهی الّا رفتن و رسیدن نمیداند...