به گزارش تفکر، مدیر جهاد کشاورزی بابل در جلسه رونق زراعت چوب در فرمانداری گفت: بر اساس تعهدهای ایجاد شده، ۴۶ هزار اصله درخت دیگر در بخشهای مختلف شهرستان غرس میشود.
وی گفت: تعهد شهرستان بابل برای زراعت چوب ۷۰ هکتار است که تا کنون جانمایی ۲۰ هکتار آن تایید و ۳۰ هکتار دیگر برای تایید جانمایی در حال اخذ مجوز از ادارهکل منابع طبیعی استان است.
مدیر جهاد کشاورزی بابل گفت: کشاورزان به همراه دهیاران و شوراهای اسلامی روستاها گسترهای که شرایط کاشت زراعت چوب را در اراضی خود دارند تا پایان وقت اداری ۲۲ دیماه میتوانند درخواستهای خود را به جهاد کشاورزی شهرستان و یا نزدیکترین مراکز خدمات جهاد کشاورزی در بخشهای مختلف این شهرستان ارائه دهند.
شهیدیپور ادامه داد: با توجه به این که درختهای به کار گرفته شده در زراعت چوب به سرعت رشد میکنند و آورده اقتصادی خوبی برای تولیدکنندگان دارند در خواستها برای این رونق کاشت این نهال در حال افزایش است.
این مقام مسئول تصریح کرد: با توجه به این که شهرستان بابل میزبان تالابها و آببندانهای زیادی در سطح شهر و روستاهای مختلف است این امر ظرفیتی ارزشمند برای رونق زراعت چوب محسوب میشود.
گفتنی است در سالهای اخیر با فرهنگسازیهای انجامشده در برخی از مناطق روستایی، مردم اقدام به کاشت نهال صنوبر در قالب زراعت چوب کردند که آورده اقتصادی خوبی برای آنان داشته ضمن اینکه نیاز صنایع سلولزی استان به چوب را نیز تأمین کرده است. این کار همچنین موجب صیانت از جنگلهای هیرکانی میشود.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.