هشدار مدیرکل انتقال خون استان مازندران:
«بیمارانِ نیازمند»، چشم به راه «اهداکنندگان خون» هستند
«عبدالله محمدی فیروزجایی» با تأکید بر نیاز فوری به همه گروهها بهدلیل کاهش ذخایر خونی در استان گفت: بیماران نیازمند به خون، چشم به راه اهداکنندگان هستند و این وضعیت، مشارکت گسترده مردم در اهدای خون را بیش از گذشته ضروری کرده است.
به گزارش تفکر، مدیرکل انتقال خون مازندران با اشاره به کاهش ذخایر خونی، از مردم خواست با اهدای خون به یاری بیماران بشتابند.
وی با اشاره به شرایط ویژه این روزهای استان افزود: سرمای هوا و افزایش مصرف خون و فرآوردههای خونی موجب شده ذخایر خونی مازندران با کاهش جدی مواجه شود.
محمدی فیروزجایی گفت: ادامه این اوضاع میتواند درمان بیماران و انجام جراحیهای ضروری را با تأخیر و مخاطره جدی مواجه کند و از شهروندان شریف مازندران میخواهم برای کمک فوری به مراکز خونگیری مراجعه کنند.
مدیرکل انتقال خون مازندران گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مشارکت همگانی هستیم و اهدای خون همه گروههای خونی برای نجات جان بیماران ضروری است.
محمدی فیروزجایی افزود: مردم با درک شرایط حساس کنونی، اهدای خون را بهعنوان یک وظیفه انسانی و اجتماعی مدنظر قرار دهند و با حضور در پایگاههای انتقال خون، در نجات جان بیماران سهیم شوند.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.