تحلیل "تفکر" بر لایههای پنهانِ طولانیترین حریق در دلِ جنگلهای هیرکانی
«ایلیوشین» در وقت اضافه
قبول کنیم ما میزبان شایستهای برای میراث جهانی یونسکو نبودیم؛ ما مدیریت بحران را فقط در جلسهها بلدیم؛ در عمل هیچی بلد نیستیم؛ ما پدافند غیر عامل _این سازمان بلندآوازه دولتی_ را برای چه داریم وقتی اینهمه در برابر بلایای طبیعی و غیر طبیعی آسیبپذیریم و اقدامها نیز در وقت اضافه و بدون هزینههای نابودکننده، منتج به نتیجه نمیشود؟
به گزارش تفکر؛ امروز بیش از ۲ هفته است که برگها و ساقههای مهربان جنگلهای بینظیر دامنههای شمالی البرز دارد در آتش میسوزد و همراه با آن دلهای ما نیز...
۱۰ آبان ماه سال ۱۴۰۴ آتش به جان خرمنی منحصربهفرد از جنگلهایی افتاد که میراث جهانی محسوب میشود. کانون حریق، محدوده روستای الیت از بخش مرزنآباد شهرستان چالوس بود.
از جنگلبانها، محیطبانها، هلالاحمریها تا کوهنوردها و مردم محلی همه دست به دست هم دادند که این آتش هر چه زودتر مهار شود. منتها به دلایل متعدد، آتشی که باید تا حالا مهار میشد از نو شعلهورتر شد.
منتظر باران بودند گویا، البته که نه بارانی آنچنان بارید و نه معجزهای اتفاق افتاد اما تا دلتان بخواهد اهمال و فرصتسوزی صورت گرفت و کار را به اینجا رساند.
مدیرانِ مدیریت بحران در فصل پاییز، نتوانستند خطر برگهای خشک درختان و وزش باد خزان را که موجب تشدید حریق میشود، پیشبینی کنند ! از روز اول که جنگلبانها با دستان خالی به دل منطقه زدند تا آتش را خاموش کنند تا امروز که بالاخره هواپیمای «ایلیوشین» با توان حمل ۴۰ تن آب، جهت اطفای حریق در راه چالوس است، چقدر دستدست کردند؟ چه آنهایی که علمش را داشتند و چه آنها که فهمشان هیچوقت به مدیریت و تدبیر نرسید !
آنها که به این محدوده آمدند و تصور میکردند که تا غروب کار به پایان میرسد، وقتی به صخرههای صعبالعبور رسیدند، درخواست کردند که هلیکوپتر و امکانات باید زودتر تامین شود، اما نشد؛ و دیر شد.... زمانی هم که هلیکوپترها آمدند با مدیریت ناقص، آب را از جایی تأمین میکردند که فاصلهاش از جنگل زیاد بود؛ اشتباه پشت اشتباه، شاید اگر تدابیر درست، علمی و مبتنی بر اصول مدیریت بحران اتخاذ میشد میتوانستیم بخشهایی از جنگل سوخته را نجات دهیم.
ضمن ارج نهادن به پیگیریها، تماسها و دلسوزیهای بینتیجهی همه مسئولان؛ اما آقایان! این همه روز فرصت بود که تا به جهت اهمیت موضوع، حریق هیرکانی را خاموش کنیم، پس تدبیر چه کسانی جنگلهای «بیمانند» مازندران را دودِ هوا کرد؟
قبول کنیم ما میزبان شایستهای برای میراث جهانی یونسکو نبودیم؛ ما مدیریت بحران را فقط در جلسهها بلدیم؛ در عمل هیچی بلد نیستیم؛ ما پدافند غیر عامل _این سازمان بلندآوازه دولتی_ را برای چه داریم وقتی اینهمه در برابر بلایای طبیعی و غیر طبیعی آسیبپذیریم و اقدامها نیز در وقت اضافه و بدون هزینههای نابودکننده، منتج به نتیجه نمیشود؟
گفتنیاست جنگلهای هیرکانی در ایران، حد فاصل سلسله جبال البرز تا دریای مازندران را در بر میگیرد. مساحتی نزدیک به ۵۵ هزار متر مربع که پوشیده از درختانی پهنبرگ است و زیستگاه بیش از دویست نوع پرنده، بیش از ۱۰۰ گونه پستاندار و نیز بوته شمشاد(گونه نابودشده) و انجیلی.
تاکنون نیمی از مساحت این زیستبوم خدادادی نابود شده و خدا میداند توان حفظ چقدر دیگر از آن را داریم. آیندگان درباره ما چه خواهند گفت؟! بیشک میگویند: «آن بیعرضگان»...
انتظار میرود دستگاههای نظارتی به ویژه دادستان قاطع مرکز استان، با توجه به اهمیت موضوع حفاظت از جنگلهای هیرکانی _که باید از اولویتهای مدیران استان به حساب میآمد_ در اسرع وقت به موضوع ورود و خاطیان را به مردم معرفی کنند تا برابر قوانین، مجازات لازم صورت گیرد و به این مطالبه عمومی پاسخی درخور داده شود؛ شاید عبرتی برای دیگران شود که فرصت مسئولیت را ارج بنهند و حقالناس را به خوبی مراعات کنند.
#عشرت_کراری
«مسعود پزشکیان»؛ مردی آرام در روزهایی سخت
کشورها در بحران، بیش از آنکه به صدای بلند نیاز داشته باشند، به اعصاب آرام و تصمیمات منطقی و عملی نیاز دارند و یکی از مهمترین ویژگیهای «مسعود پزشکیان» در این دوره، همین آرامش در تصمیمگیری، صداقت در رفتار و گفتار و پرهیز از واکنشهای هیجانی بود. او از همان آغاز فعالیت خود نشان داد که علاقهای به تولید دوقطبیهای جدید ندارد و ترجیح میدهد به جای افزودن بر شکافهای موجود، بر نقاط مشترک تکیه کند.
از دولتِ کارگر تا دولتِ معمار
دولتِ معمار، دیگر وارد مصالح و ملات نمیشود؛ او «کدهای ساختمانی مهارت» را مینویسد، «پلان شایستگی» را ترسیم میکند، «مهندسان ناظر» را بر کیفیت میگمارد و سپس عقب مینشیند تا بخش خصوصی، تشکلهای صنفی و نهادهای اجتماعی، ساختمان مهارت را با خلاقیت خود برپا کنند.
خشم و خرسندیِ توأمان
نکته مهم این است که قاطبه مردم از شنیدن خبر احتمال امضای این یادداشتتفاهم و توقفِ کامل جنگ، خرسند شدند و اقتضائات اقتصادی و الزامات معیشتی نیز امضای آن را هوشمندانه میداند اما برخی جریانات تندرو، منافع سیاسی یا اقتصادی خود را در تعارض با آن میبینند و به بازگشت کشور به شرایط عادی روی خوش نشان نمیدهند.