به گزارش تفکر، فرماندار بابلسر گفت: شرایط مسافرپذیری بابلسر بهگونهای است که در پایان هر هفته برای تمام فصول سال تعداد انبوهی از مسافر و گردشگر در این شهرستان اسکان مییابند.
وی با اشاره به این مطلب که با تلاشهای صورت گرفته و تشدید نظارتها و همراهی نانواییها کیفیت نان در این شهرستان بهبود یافت، گفت: در شرایط فعلی تامین آرد و سوخت مورد نیاز تا پایان سال به صورت جدی مورد تاکید قرار دارد.
ولیزاده بورا ادامه داد: با هماهنگیهای انجام شده ۵۰ نانوایی در این خطه از شمال آماده دریافت تسهیلات بانکی هستند که و صاحبان این واحدها باید هرچه زودتر برای دریافت این تسهیلات اقدام کنند.
این مقام مسئول تصریح کرد: نظارتها بر نانواییهای این شهر گردشگرپذیر بهصورت مستمر در حال انجام است که این امر زمینه رضایتمندی شهروندان و مسافران را فراهم کرد.
گفتنی است شهرستان ساحلی بابلسر با جمعیت ۱۳۵ هزار نفری دارای سه بخش است که از شمال به دریای خزر، از شرق به بهنمیر، از غرب به فریدونکنار و از جنوب به هادیشهر وصل است، از جمله شهرهای زیبا و گردشگری استان مازندران بوده که بهصورت کامل در منطقه جلگهای و در کنار ساحل دریای خزر واقع شده است.
رودخانه بابلرود که از وسط این شهر می گذرد شهر را به ۲ قسمت تقسیم کرده و سه پل زیبا که یکی از آنها از سوی آلمانیها و بقیه از سوی متخصصان ایرانی احداث شده زیبایی منحصربهفردی به این شهر داده است.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.