سرپرست ادارهکل غله و خدمات بازرگانی مازندران خبر داد:
خرید تضمینی بیش از 54 هزار تُن گندم در مازندران
«محمد علی رمضانی» با اشاره به خرید بیش از ۵۴ هزار تن گندم به ارزش ۱۱هزار میلیارد ریال از کشاورزان استان گفت: در راستای سیاستهای حمایتی دولت از کشاورزان، عملیات خرید تضمینی گندم از هفتم خرداد آغاز شد و همچنان ادامه دارد.
به گزارش تفکر، سرپرست ادارهکل غله و خدمات بازرگانی مازندران گفت: تاکنون نیمی از مطالبات کشاورزانی که تا تاریخ ۲۴ خرداد گندم خود را به مراکز خرید تضمینی ادارهکل غله تحویل داده و اسناد مالی آن در بانک عامل تائید شد، به حساب آنها واریز شد.
رمضانی تصریح کرد: مبلغ چهار هزار و ۲۰۰ میلیارد ریال معادل ۳۷ درصد مطالبات گندمکاران مازندرانی در روزهای اخیر به کشاورزان استان پرداخت شد.
وی همچنین با توجه به وضعیت آب و هوای استان از کشاورزان خواست که به دستورهای کارشناسان کشاورزی عمل کرده و از برداشت در هنگام رطوبت بالای محصول گندم خودداری نمایند و در صورت برداشت، با اطمینان از رطوبت پایین، محصول تولیدی خود را به مراکز خرید تضمینی اداره کل غله تحویل دهند.
گفتنی است در سال زراعی جاری ۵۹ هزار هکتار از اراضی استان مازندران زیرکشت گندم رفت و پیشبینی میشود بیش از ۱۶۹ هزار تن گندم تولید و از این مقدار حدود ۱۱۰ هزار تن از سوی دولت بهصورت تضمینی و به قیمت 20 هزار و 500 تومان خریداری شود.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.