هشدار مدیرکل انتقال خون مازندران با اشاره به کاهش ذخایر خونی به دو روز:
هدیهی سرخ برای نجات جان بیماران
زنگ خطر کاهش ذخایر خونی استان مازندران _که به کمتر از دو روز رسیده است_ ایثار و هدیهی سرخِ نوعدوستان را طلب میکند بنابراین شهروندان خیرخواه با فوریت این مبحث حیاتی، به مراکز اهدای خون مراجعه کنند تا جان بیماران نيازمند را نجات دهند.
به گزارش تفکر، محمدی فیروزجایی قطعی برق و تعطیلی یک هفتهای ادارات دولتی در اواخر ماه آذر امسال برای مدیریت مصرف انرژی، سرمای هوا، افزایش شیوع بیماری آنفلوآنزا، افزایش جراحیها و از طرفی کمبود نیروی انسانی و واحدهای خونگیری، فرصت کم و دسترسی سخت مردم به پایگاهها و فرسودگی اتوبوسهای سیار خونگیری، واقعیتهای کاهش شدید ذخیره خون در مازندران است.
* بیتوجهی به زیرساختهای خونگیری بهموازات افزایش نیاز به خون در مازندران؛
وی با بیان اینکه امروز مشکلاتی زیادی در بخش اهداکنندگان و زیرساختهای انتقال خون مازندران به وجود آمده است، گفت: در حالی که هر سال شاهد افزایش جمعیت شناور در قالب گردشگران و سکونتهای دایمی آنان در استان هستیم، تصادفها در استان افزایش مییابد و طبق آمار رسمی دانشگاه علوم پزشکی بابل و مازندران طی سه سال گذشته حدود یک هزار تخت بیمارستانی استان اضافه شده است، اما به کمبود نیرو و زیرساختهای انتقال خون استان اصلا توجهای نشده است.
مدیرکل انتقال خون مازندران با بیان اینکه هر سه دستگاه اتوبوس سیار خونگیری استان فرسوده است، گفت: با توجه به جمعیت قابل توجه روستایی و اعتقادات و باورهای قوی آنان نسبت به نوعدوستی، اگر چهار دستگاه اتوبوس سیار خونگیری به تجهیزات انتقال خون و به نسبت نیروی انسانی در استان اضافه شود، نیاز روزانه خون مصرفی استان تامین و ذخیره خون به عدد استاندارد هشت روز خواهد رسید.
*بلاتکلیفی مصوبه سفر رییس دولت سیزدهم مبنی بر خرید یک دستگاه اتوبوس سیار خونگیری؛
محمدی فیروزجایی هزینه هر اتوبوس سیار خونگیری را ۲۰۰ میلیارد ریال اعلام کرد و گفت: متاسفانه مصوبه سفر هیات دولت سیزدهم به استان مبنی بر خرید یک دستگاه اتوبوس سیار خونگیری همچنان بلاتکلیف و اقدام عملی نشده است.
وی با توضیح این که امروز مردم به دلایل فشارهای اقتصادی بهصورت شبانهروز در حال تلاش هستند و اگر دسترسیها برای اهدا خون فراهم نباشد، مراجعه به پایگاههای انتقال خون هر روز کمتر خواهد شد، تصریح کرد: در چنین شرایطی قطعی برق، تعطیلی، سرما و بیماری آنفلوآنزا نیز مزید بر علت شد تا امروز به بحران ذخیره خون برسیم.
مدیرکل انتقال خون مازندران گفت: از هفته جاری ۶ پایگاه ثابت خونگیری در شهرهای بزرگ استان از جمله ساری، بابل، آمل و چالوس و نوشهر از صبح جمعه تا ظهر نیز برای گرفتن خون از اهداکنندگان فعال است.
وی بر همیشگی بودن نیاز به خون و فرآوردههای خونی و مدت زمان نگهداری آن تاکید کرد و گفت: خونهای اهدایی تنها ۳۵ روز و برخی فرآوردههای خون مثل پلاکت، عمر سه روزه دارند و ما برای تامین خون و نجات جان بیماران، نیازمند حضور مستمر و همیشگی مردم در پایگاههای اهدای خون استان هستیم.
مدیرکل انتقال خون استان مازندران با قدردانی از همدلی و نوعدوستی اهداکنندگان خون، تصریح کرد: از ابتدای امسال تا پایان آذرماه بیش از ۱۲۵ هزار نفر به پایگاهها و گروه های سیار انتقال خون استان مازندران مراجعه کردند که از این میزان، بیش از ۱۰۵ هزار نفر خون اهدا کردند.
وی گفت: از مجموع اهدای خون، ۶۳ هزار و ۵۷۰ نفر اهداکننده مستمر، ۲۹ هزار و ۹۱۴ نفر اهداکننده با سابقه و ۱۱ هزارو ۶۵۳ نفر اهداکننده بار اولی بودند.
گفتنی است ادارهکل انتقال خون استان با داشتن ۱۴ پایگاه ثابت و سه اتوبوس سیار اهدای خون، وظیفه تامین خون و فرآورده های خونی ۴۷ مرکز درمانی و بیمارستانهای استان و نزدیک به ۱۴ هزار بیمار خاص از جمله تالاسمی، هموفیلی، سرطانی و دیالیزی را برعهده دارد.


انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.