به گزارش تفکر، فرماندار رامسر گفت: شهرستان رامسر دارای ۱۵۳ کرسی شورایی در روستاها است که ۷۸ کرسی در بخش مرکزی و ۷۵ کرسی در بخش دالخانی تقسیم میشود.
مسلم قبادیان در خصوص وضعیت انتخابات در سه شهر این شهرستان نیز گفت: در مجموع ۱۰۰ نفر در انتخابات شوراهای اسلامی شهرها ثبتنام کرده بودند که از این تعداد، صلاحیت ۹۱ نفر تأیید شد و ۸ نفر به دلیل نقص مدارک نتوانستند وارد مرحله بعد شوند.
وی در همین زمینه توضیح داد: در شهر رامسر ۴۴ نفر، در شهر کتالم و ساداتشهر ۳۱ نفر و در شهر دالخانی ۱۶ نفر صلاحیتدار شناخته شدند.
نماینده عالی دولت در شهرستان رامسر با اشاره به ضرورت صیانت از حقوق همه داوطلبان گفت: افرادی که صلاحیت آنان به هر دلیلی احراز نشده است، میتوانند تا تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۴ اعتراض خود را ثبت کنند.
قبادیان همچنین از پیشبینی ۵۰ شعبه رأیگیری ثابت و سیار در سه شهر شهرستان و ۵۱ شعبه در روستاها خبر داد و تأکید کرد: تمامی مراحل برگزاری انتخابات طبق قانون و با رعایت بیطرفی کامل انجام خواهد شد.
وی در خصوص تبلیغات انتخاباتی گفت: تبلیغات خیابانی باید تنها یک هفته پیش از روز انتخابات صورت گیرد و هرگونه تبلیغ خارج از این چارچوب تخلّف محسوب میشود.
فرماندار رامسر ابراز امیدواری کرد که با مشارکت حداکثری مردم، شوراهایی توانمند و متخصص برای پیشرفت و توسعه شهرستان انتخاب شوند.
گفتنی است انتخابات سراسری هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا روز جمعه، ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.