هشدار مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران در هفتمین جشنواره منطقهای شعر تبری «نوج»:
فرهنگ و زبان تبری در معرضِ آسیب است
«محمد محمدی» گفت: اگر ما اصرار داشتیم که جشنواره شعر نوج در وسعت تبرستان قدیم برگزار شود و انشاالله هشتمین جشنواره با وسعت بیشتر در همین سوادکوه برگزار خواهد شد، یک علت داشت و آن این است که فرهنگ و زبان مازندرانی در معرض آسیب است و اجرای چنین برنامههایی، جلوی این آسیب را میگیرد.
به گزارش تفکر؛ مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران در هفتمین جشنواره منطقهای شعر «نوج» گفت: برابر آمار رسمی جهانی هفتهای یک زبان مادری مانند زبان تبری در فرایند حذف و نابودی قرار میگیرد و برگزاری جشنوارههایی مانند «نوج» برای زنده نگاه داشتن این هویت، این فرهنگ، این زبان و این شعر است.
وی به سابقه شعر و ادبیات تبری اشاره کرد و گفت: شعر مازندرانی بهصورت «خنیاگری» یعنی شفاهی بیش از دو هزار و پانصد و شاید سه هزار سال قدمت دارد چون با توجه به موقعیت جغرافیایی مازندران و وجود کوه و دریا و رودخانه، زمانی که زبان تبری به وجود آمد، سرودن شعر هم آغاز شد اما برابر کتابهای معتبری چون «تاریخ تبرستان» نوشته بهاءالدین ابن اسفندیار، «تاریخ تبرستان و رویان و مازندران» نوشته ظهیرالدین مرعشی و «تاریخ رویان» اثر اولیاءالله آملی نخستین شعر و نوشتار به زبان تبری نوشته شد، کتاب «مرزباننامه» بود از «اسپهبد مرزبان شروین» در قرن سوم هجری مربوط است. یعنی فرهنگ شعر تبری از قرن سوم هجری مکتوب شد.
محمدی در همین زمینه ادامه داد: در همین کتابها اشاره به دو شخصیت قرن چهارم هجری میشود که اشعاری به صورت دوبیتی به زبان تبری دارند یکی «مست مرد» و دیگری «علی پیروزه» است و در قرن پنجم هجری هم «قابوسنامه» را داشتیم که اصل آن به زبان تبری بود و قابوسشاه هم نوه دختری مرزبان بود.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران افزود: در قرن ششم شاعران بسیاری در تبرستان داشتیم که معروفترین آنها «اسپهبد خورشید مامطیر» است از بابل امروز و در قرن هفتم نیز معروفترین شاعر تبریسرا، «سراج الدین قمری آملی» است و در قرن هشتم هم «کیا افراسیاب چلاوی» را داشتیم.
وی ادامه داد: در قرن نهم دو چهره شاخص داریم که یکی بینالمللی و از بنیانگذاران سبک شعر هندی است و دومی صاحب سبک مازندرانی در شعر عارفانه و عاشقانه است. «طالب آملی» که ملکالشعرای هندوستان بود و «امیر پازواری» که امیر مازندرانی هم نام داشته است و در ادامه این پرچم به پدر شعر نو «نیما یوشیج» رسید و این فرایند ادامه دارد و امروز این پرچم به دستان شما رسید.
محمدی به پدر شعر نوی فارسی اشاره کرد و گفت: نیما چند خصوصیت متفاوت داشت که اگر هر شاعری یا اساساً انسانی به آن توجه کند، رشد خواهد کرد. اول اینکه نیما بسیار خانوادهدوست بود و برخی شعرهای نیما که امروز عاشقانه تلقی میشود به خانواده مربوط است بهعنوان مثال قطعه معروف «تو را من چشم در راهم شباهنگام» شعری است که نیما در رثای برادر خود گفت که در رودخانه غرق شده بود.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران به نوگرایی و ابداع بهعنوان خصوصیت متفاوت بعدی پدر شعر نوی فارسی اشاره و خاطرنشان کرد: نیما جملهای معروف دارد که انسان همواره باید به دنبال ابداع باشد و تأکید داشت «هرچیزی که نو نشود، کهنه میماند» و همین نگاه موجب شد سبکی را ابداع کند که امروز ماندگار است هرچند در زمان خودش، به نیما بسیار حمله شد اما افرادی چون اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج، سهراب سپهری و دیگران این مسیر را بهخوبی ادامه دادند.
وی همچنین گفت: موضوع دیگری که نیما را متفاوت میکند با دیگر شاعران، عِرق و تعصب وی نسبت به مازندران است. امروز همهی ایران میدانند «داروگ» یا قورباغه سبز نماد بارش است و این کار را نیما انجام داد.
محمدی گفت: عِرق نیما یوشیج به مازندران به شکلی بود که در آذرماه سال 38 و زمانی که موج سرمای شدید وارد کشور و همه ادارات به مدت ده روز تعطیل شد وی که کارمند وزارت فرهنگ در تهران شد، به فرزندش «شراگیم» گفت: من میخواهم به یوش بروم و خیلیها حتی مهدی اخوان ثالث و جلال آل احمد با وی صحبت کردند تا وی را منصرف کنند اما نشد و در نهایت به اتفاق فرزندش به یوش رفت و به دلیل سرما و اتفاقاتی که در آنجا افتاد، دچار ذاتالریه شد و نیمه دیماه همان سال به رحمت خدا رفت یعنی حدود 25 روز پس از آخرین سفر خود به مازندران و نکته مهم اینکه در شب آخر هم به جلال آل احمد و فرزندش شراگیم، وصیت کرد مرا در یوش ببرید و در آنجا دفن کنید.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران در همین زمینه ادامه داد: برای حفظ این فرهنگ و آیینها خیلی زحمت کشیده شد و همه ما به نوبه خود وظیفه داریم از این فرهنگ صیانت کنیم.
محمدی در ادامه گفت: ما شعار حمایت از فرهنگ بومی دادیم و به آن عمل کردیم بهعنوان مثال برای تئاترِ بومی که بسیار دشوار است ما ادعایی کردیم و امروز طی دو ماه اخیر 5 کار تئاتر بومی در استان اجرا شد، «آرش کمانگیر» در بابلسر، «وَرفِ چال» در بهشهر، «مینا و پلنگ» در نوشهر، «اسپهبد خورشید» در ساری و «طالب و زهره» در آمل و خبر خوش اینکه بدون حمایت خاص سلبریتیها، طالب و زهره تا امروز چهار میلیارد تومان فروش داشت و تئاتر تهران انگشت به دهان ماند بهخاطر این میزان فروش در مازندران، اجرایی که توسط جوانان و نوجوانان استان انجام شد.
وی در همین زمینه تأکید کرد: ما همچنین برنامه داریم «فریدون و ضحاک» و همچنین «نجما و رعنا» را به اجرا ببریم که این دومی قصه عاشقانهای بومی و شیرینتر از خسرو و شیرین است.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان مازندران در پایان گفت: من از همه شما که در مسیر رشد زبان و فرهنگ تبری تلاش میکنید بسیار سپاسگزار هستم.


تصاویر خبر
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.