به گزارش تفکر، سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی و گردشگری استانداری مازندران امروز جمعه در جلسه کارگروه آرد و نان استان مازندران در ساری با بیان اینکه تاکنون ۱۳ هزار و ۸۱۴ تن گندم کیفی از طریق ۳ کشتی وارد مازندران شد، گفت: امسال همچنین ۸۱ هزار و ۶۱۹ تن گندم بهصورت تضمینی از کشاورزان استان خریداری شد.
وی افزود: ۱۹۱ هزار و ۲۱۶ تن گندم نیز از ۸ استان کشور به مازندران وارد شده است.
سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی و گردشگری استانداری مازندران با انتقاد از کیفیت پایین برخی گندمهای وارد شده به استان، گفت: جلوی ورود هرگونه گندم بیکیفیت به مازندران باید گرفته شود.
وی گفت: همه محمولههای آرد خروجی از کارخانجات آرد استان مورد آزمایش قرار میگیرند تا آرد باکیفیت تحویل نانواییها شود.
تولایی با اشاره به اینکه سیاست ما وارد کردن گندم به استان و تبدیل آن به آرد در کارخانجات مازندران است، افزود: دو شرکت حمل و نقل، کار توزیع آرد در استان را انجام میدهند تا انحصار در توزیع آرد از بین برود.
وی خاطرنشان کرد: ماشینهای مخصوص حمل آرد توسط جیپیاس کنترل میشوند و رانندگان نیز باید گواهی بهداشتی داشته باشند و همه مراحل حمل آرد از کارخانه تا نانوایی بهصورت لحظهای پایش میشود.
سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی و گردشگری استانداری مازندران در پایان بر آنالیز مصرف آرد در شهرستانها توسط فرمانداران تأکید کرد و گفت: احداث مجتمعهای نانوایی در استان یک سیاست کلی با نگاهی به آینده است.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.