فرماندار چالوس خبر داد:
اختصاص سههزار و ۵۰۰ میلیارد ریال برای ایمنسازی کندوان
«یحیی یوسفپور» گفت: در سال جاری با مساعدت استاندار مازندران برای ایمنسازی جاده کندوان سه هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار اختصاص یافته است که با تلاش پلیس راه و نیروهای راهداری و حمل و نقل جادهای طی ده روز این مأموریت مهم انجام شد.
به گزارش تفکر، فرماندار چالوس با بیان اینکه جاده کندوان از اهمیت راهبردی برخوردار است، افزود : ایمنسازی این جاده مهم کشوری یکی از ضروریاتی است که باید انجام میشد تا اهالی و هم مسافران و گردشگران با اطمینان خاطر از این مسیر تردد کنند.
وی اظهارداشت: با تلاش نیروهای راهداری و حمل و نقل جادهای استان و پلیس راه و دیگر دستاندرکاران امر، پیمانکار به مدت ۱۰ روز از ۲۱ اردیبهشت طرح ایمنسازی این جاده پرتردد کشور به انجام رسانده است که امروز بازگشایی شده است.
فرماندار چالوس ضمن عذرخواهی از کسبه و اهالی همجوار بابت انسداد ۱۰ روزه این جاده بهخاطر اجرای طرح ایمنسازی، خاطرنشان کرد: با اقداماتی که انجام شده بهطور قطع فضای بهتری برای کسب و کار کسبه این محور رقم خواهد خورد و هم اهالی و مسافران و گردشگران نیز بدون دغدغه تردد میکنند.
گفتنی است جاده کندوان که از ۲۱ اردیبهشت امسال به دلیل اجرای عملیات عمرانی و ایمنسازی در محدود «کمرزرد» مسدود شده بود، طبق برنامهریزی انجامشده با احداث گام دوم گالری حفاظتی و اجرای اقدامات ایمنی جدید، ساعت ۶ صبح امروز چهارشنبه بازگشایی شد.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.