تغییر معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری مازندران؛
عزیززاده گرجی رفت؛ حسینیجو سرپرست شد
با حکم استاندار مازندران «سید امیر حسینیجو» مدیرکل دفتر امور سیاسی، انتخابات و تقسیمات کشوری استانداری مازندران با حفظ سمت بهعنوان سرپرست معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی منصوب شد و با این انتصاب مأموریت سه ساله «قاسم عزیززاده گرجی» به پایان رسید.
به گزارش تفکر، از مدتها قبل بود که فعالان سیاسی به استاندار مازندران توصیه و حتی از وی انتقاد میکردند تغییرات در حوزه سیاسی استانداری را با تغییر معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی آغاز کند اما «مهدی یونسی رستمی» بنا به ملاحظاتی که داشت، تا امروز چنین نکرد و ساعاتی قبل «سید امیر حسینیجو» را بهعنوان سرپرست معرفی کرد.
البته طی چند روز اخیر اخبار زیرپوستی مبنی بر تغییر قاسم عزیززاده گرجی در جریان بود و از گزینههایی چون علی شیرازی که در حال حاضر دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان مازندران است نیز بهعنوان جایگزین گرجی نام برده میشد.
هنوز دقیقاً مشخص نیست که حضور حسینیجو برای این کرسی مهم، دائمی است یا وی بهعنوان مدیر دوران گذار برای معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری مازندران درنظر گرفته شد تا از شدت فشارها و انتقادات بر استاندار کاسته شود و در وقتی مناسب، مدیری جدید برای این کرسی درنظر گرفته شود.

انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.