به گزارش تفکر، «کوروش نریمانی» نویسنده «هیپوفیز» از هنرمندان برجسته و سرشناس تئاتر است که نویسندگی نمایشنامههایی چون شبهای آوینیون، جنگیر، شوایک و والس مردهشوران را در کارنامه درامنویسی خود دارد.
کارگردانی و بازیگری آثار متعدد تئاتری، تلویزیونی، سینمایی، فیلمنامهنویسی و نیز سالها تدریس در این حوزه، ازجمله فعالیتهای هنری و حرفهای این استاد تئاتر است.
«هیپوفیز» نوشته کوروش نریمانی است که آن را بر اساس نمایشنامه دختر یانکی «نیل سایمون» ترجمه شهرام زرگر، بازنویسی و با هدایت خودش در قامت کارگردان، طی دو دوره مختلف در سالهای ٩٢ و ٩۴ در تئاترهای تهران اجرا کرده و حالا این نمایش با کارگردانی احمد نیکپور اجرا و به صحنه میرود.
ایفای نقشهای نمایش را بازیگران: سمیرا اسدالله پور، آرش مجنون و احمد نیک پور به عهده دارند. مشاور ارشد پروژه: فراز فلاح نژاد، مشاور رسانه و تبلیغات: محمد وفایی، عکاس: پریناز آلآقا، طراح پوستر و بروشور: رکسانا نجف، اجرای نور و صدا: حمید سعادتمند، گریم: زهرا کاظمی پور، هماهنگی و تدارکات: رشید فرمانی دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.
گفتنی است پیشفروش اینترنتی نمایش «هیپوفیز» در سایت تیوال شروع شده و این نمایش از ساعت ١٨ روز شنبه اول دیماه در سالن استاد متین مجموعه فرهنگی هنری امام خمینی واقع در پارک مادر شهر تنکابن آغاز به کار میکند.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.