به گزارش تفکر،
تیتری جامعتر و کاربردیتر از شعار هفته پژوهش سالهای گذشته برای این نوشتار پیدا نکردم، نوشتاری که از یک سو بر خوانش و تعبیر سخنان دکتر پزشکیان در مراسم روز دانشجو در دانشگاه صنعتی شریف برای مشارکت دانشگاهیان جهت حل مسائل کشور دلالت دارد و از سویی دیگر هدیه نگارنده به استاندار نو منصوبِ مازندران برای درمان مسائل استان از طریق کاربست مطالعات و یافتههای پژوهشی میباشد.
خیلی موافق نیستم استاندار جدید مازندران این روزها از دفتر کارش از خیابان انقلاب ساری خارج شود و به اینسو یا آنسوی استان برود و خسته و کوفته به دفتر کارش برگردد بلکه معتقدم متناسب با تیتر این یادداشت، دکتر یونسی برای درمان دردهای دیارش به اطلاعات و دادههای مسائل مختلف استان از طریق اندیشکدهها و مدیران و کارشناسان بخشهای دولتی و خصوصی مسلط شود تا بتواند در اتاقی به وسعت مازندران بزرگ به اتفاق همکارانش، عملی ماهرانه، حرفهای و دانشبنیان انجام دهد.
هیج اشکالی ندارد زمان مطالعه و پژوهش نظام مسائل استان توسط دکتر یونسی تا پایان سال جاری هم طول بکشد؛ چرا که شایسته است ایشان به عنوان یک شنونده فعال علاوه بر ضرورت آشنایی دقیق با کارگروهها و برنامههای مختلف استان، با دقت انتصابات پرشماری را نیز در استان هدایت و مدیریت نماید.
به اعتقاد نگارنده ماموریت اصلی تیم جدید استان از ابتدای سال آینده و با اجرای اولین بودجه مجلس و دولت جدید شروع خواهد شد؛ لذا استاندار مازندران از هرگونه وعده و تعهد خودداری نماید تا به عنوان دانشیار دانشگاه به شعار هفته پژوهش و فناوری و گفتمان استاد خویش اهتمام صنفی و سازمانی داشته باشد.
📝ایرج نیازآذری روزنامهنگار و فعال فرهنگی_اجتماعی
و سرانجام کنکور ...
بهخاطر شرایط جنگی فرایند برگزاری آزمون نهایی طولانی شد و بلافاصله پس از آن، کنکور و طبیعی است در چنین شرایطی نتیجهگیری هم دشوار میشود و سرجمع نمرات و امتیازات دانشآموزان اُفت خواهد کرد و یکی از نگرانیهای جدی والدینی که دختر یا پسر کنکوری دارند، همین است.
«برق خورشیدی»؛ یک تیر و چند نشان
این مسیر از آنجایی اجتنابناپذیر است که آب و خاک استان مازندران نیاز به توجه بیشتر دارد و لازم است در یک برنامه بلندمدت، تولید برق در نیروگاههای بزرگ و کوچکی که مازوت، گازوییل و حتی گاز میسوزانند و آلایندگی بسیاری دارند در این اقلیم متوقف شود و جای خود را به نیروگاههای برق خورشیدی بدهد.
«بر رسولان پیام باشد و بس»
این کلک با رویاهای چندان رقصید و این خامه بر خیالاتی بسيار، لیک زمانه گاه سر سازش ندارد و این خامه، چه سرخوردگیها دید و ببیند؛ با این همه، عشق به بیداری، راهی الّا رفتن و رسیدن نمیداند...