یادداشتی از #عشرت_کراری
چند وقتی میشود که جریدهی مکتوب ما تفکر، به پایگاه تحلیلی خبری برخط(آنلاین) تبدیل وضعیت پیدا کرده است؛ همان تفکری که عاشق چاپشدن روی کاغذ بود و ۶ سال به هر سختی و رنجی که بود به انتشار رسید.
زین پس، برخط ادامه خواهیم داد. همچنان طرف حق و حقیقت ایستادهایم و برای اجتماعی بهتر، تلاش خواهیم کرد.
ما به عدم بیباوریم و رنجِ زیست اجتماعی متعهدانه را به راحتِ فرومایگی و سستعنصری نخواهیم فروخت؛ ما نظارهگران مغموم بیخاصیت نه که راویانِ مصلوبِ حقیقتیم.
چونان قویهمتان بلندپرواز برای درنوردیدن کوهستانهای سخت و سنگ، به امید صعود و به امید فتح...
باری هرگز فکر نمیکردم از آقای کارلوس دروموند د آندراده_شاعر برزیلی_ شعر معروفش را بردارم برای افتتاح نوشتن در پایگاه خبری جدیدمان استفاده کنم ! اما انجامش دادم:
«اگر تونستی بخواب
اگر تونستی خسته شو
اگر تونستی بمیر
اما تو نمیمیری
تو سگجونی ژوزه...
تو کوچ میکنی ژوزه
به کجا ژوزه؟»
ما بیداریم و بیخستگی خواهیم نوشت؛ تاریخ نمیمیرد و ما هم؛ اینگونه سخت و صبور ایستادهایم پای این رسالتِ مقدس و واقفیم که عشق به آگاهی و تفکر، نمیگذارد بمیریم...
بله ما کوچ میکنیم، از رسانهای به رسانهای دیگر در حالیکه هرگز خسته نشدیم و نخواهیم شد.
این راه و رسالت همچنان ادامه خواهد داشت، تحت هر نام یا عنوانی؛ هر جا که باشیم و در هر حالی که باشیم.
این پیوند به این شدت، میان دل ما، قلم ما و تفکر ما، هرگز گسسته نخواهد شد و پیروزی در میانهی جان شیفتهی ما، انتظار میکشد...
و سرانجام کنکور ...
بهخاطر شرایط جنگی فرایند برگزاری آزمون نهایی طولانی شد و بلافاصله پس از آن، کنکور و طبیعی است در چنین شرایطی نتیجهگیری هم دشوار میشود و سرجمع نمرات و امتیازات دانشآموزان اُفت خواهد کرد و یکی از نگرانیهای جدی والدینی که دختر یا پسر کنکوری دارند، همین است.
«برق خورشیدی»؛ یک تیر و چند نشان
این مسیر از آنجایی اجتنابناپذیر است که آب و خاک استان مازندران نیاز به توجه بیشتر دارد و لازم است در یک برنامه بلندمدت، تولید برق در نیروگاههای بزرگ و کوچکی که مازوت، گازوییل و حتی گاز میسوزانند و آلایندگی بسیاری دارند در این اقلیم متوقف شود و جای خود را به نیروگاههای برق خورشیدی بدهد.
«بر رسولان پیام باشد و بس»
این کلک با رویاهای چندان رقصید و این خامه بر خیالاتی بسيار، لیک زمانه گاه سر سازش ندارد و این خامه، چه سرخوردگیها دید و ببیند؛ با این همه، عشق به بیداری، راهی الّا رفتن و رسیدن نمیداند...