یادداشت «علیرضا چیذری»، نویسنده و محقق در تبیین «دفاع مقدس»:
چرا خرمشهر «خونینشهر» شد ؟
خرمشهر را «خونینشهر» نامیدند، زیرا دفاع از آن تنها با خون دلیرمردانی ممکن شد که با کمترین امکانات و بزرگترین باورها، جانشان را فدای میهن کردند و تکاوران و رزمندگان ایرانی، با شجاعتی مثالزدنی، برابر دشمن بعثی ایستادند و برگ زرینی از تاریخ مقاومت این سرزمین را نوشتند.
به گزارش تفکر، علیرضا چیذری، نویسنده و محقق به مناسبت هفته دفاع مقدس در یادداشتی به چرایی تبدیل شدن خرمشهر به «خونینشهر» پرداخته و از رشادت مردانی نوشته است که با غیرت ایرانی و ایمان، در برابر دشمن ایستادند:
نه جای مهر پینهبسته داشتند، نه محاسن بلند و تهریشِ امروز؛ تنها نشانِ مسلمان بودن و ایرانی بودنشان بود. اما تا دلت بخواهد، در این خاک ریشه داشتند.
پرچم ایران روی سینه و کلاهشان بود. جنگندهترینها بودند، اما کلاهشان رنگ صلح داشت.
نه ادعایی داشتند و نه درجهی بالای نظامی در حیاتشان بر دوششان سنگینی میکرد. فقط غیرت ملی و اعتقاد علوی داشتند؛ پهلوانانی بودند که فردوسی در زمانشان نبود تا برایشان شاهنامه بنویسد.
خانوادهی هیچکدامشان هم مقیم فرنگ و کانادا و اسکاندیناوی نبود و دادِ حمایت از تولید ملی به بهانهی فروختن تابوت مرگ به مردم نمیزدند.
یاد تیمسار دریادار شهید محمدعلی صفا، که کمتر نامی از او در گروه کلاهسبزها شنیدیم، جاودانه باد. او در پایگاه تکاوران دریایی پادشاهی انگلستان و پایگاه تکاوری جان.اف.کندیِ آمریکا دوره دیده بود. سلاحش پاسداری از وطن بود؛ سلاحی که علاوه بر غیرت، ساخت آمریکا و روسیه هم بود. دورهی «Long hope» را در جنگلهای آمازون گذرانده بود.
اسم خرمشهر، به گفتهی خود عراقیها، «گورستان تانک» شد. با اینها و با غیرت ایرانی بود که خرمشهر، خونینشهر گشت.
«مسعود پزشکیان»؛ مردی آرام در روزهایی سخت
کشورها در بحران، بیش از آنکه به صدای بلند نیاز داشته باشند، به اعصاب آرام و تصمیمات منطقی و عملی نیاز دارند و یکی از مهمترین ویژگیهای «مسعود پزشکیان» در این دوره، همین آرامش در تصمیمگیری، صداقت در رفتار و گفتار و پرهیز از واکنشهای هیجانی بود. او از همان آغاز فعالیت خود نشان داد که علاقهای به تولید دوقطبیهای جدید ندارد و ترجیح میدهد به جای افزودن بر شکافهای موجود، بر نقاط مشترک تکیه کند.
از دولتِ کارگر تا دولتِ معمار
دولتِ معمار، دیگر وارد مصالح و ملات نمیشود؛ او «کدهای ساختمانی مهارت» را مینویسد، «پلان شایستگی» را ترسیم میکند، «مهندسان ناظر» را بر کیفیت میگمارد و سپس عقب مینشیند تا بخش خصوصی، تشکلهای صنفی و نهادهای اجتماعی، ساختمان مهارت را با خلاقیت خود برپا کنند.
خشم و خرسندیِ توأمان
نکته مهم این است که قاطبه مردم از شنیدن خبر احتمال امضای این یادداشتتفاهم و توقفِ کامل جنگ، خرسند شدند و اقتضائات اقتصادی و الزامات معیشتی نیز امضای آن را هوشمندانه میداند اما برخی جریانات تندرو، منافع سیاسی یا اقتصادی خود را در تعارض با آن میبینند و به بازگشت کشور به شرایط عادی روی خوش نشان نمیدهند.