به گزارش تفکر، صحبت از مازندران است؛ در اینجا همه با زبان تبری، شعر نیما، دوبیتیهای امیرپازواری، آواز کتولی، عطر شالیزار و برنج، خاویار و ماهی، چای و مرکبات، جنگلهای هیرکانی و دریا خاطره دارند.
این که در مناسبتی با عنوان «روز مازندران» بخواهیم داشتههای طبیعی، میراث کهن و اصالت فرهنگی_تاریخی خود را برجسته و به آن افتخار کنیم، بسیار ارزشمند است اما نباید چشم بر چیزهایی که امروزه میتوانستیم داشته باشیم اما نداریم، ببندیم.
چرا یک اتوبان درست و حسابی ساحلی، جهت تسهیل و روانسازی ارتباط بین غرب و شرق مازندران وجود ندارد؟
چرا نشد تا کشتیرانی مازندران را به صنعت ریلی متصل کنیم و از این رهگذر یک سر و گردن قویتر باشیم در خیلی از موارد؟
کریدور شمال _جنوب همان فرصت طلایی بود که میتوانست کشور را نجات دهد، چه شد؟! تولیدکنندگان بزرگ و غولهای اقتصادی به این کریدور چشم دارند و ما در بهرهبرداری از این مزیتِ ژئوپلتیکی و ژئواکونومیکی ناکام بودیم.
چرا نتوانستیم از بنادر سهگانه خود آنگونه که باید، بهرهمند شویم؟ فرودگاههای قدیمی و مهم ما چقدر مدرن شدهاند؟
گردشگری دریایی چرا مغفول مانده در حالی که «خزر» گنج بیبدیل این خطه است؟
چرا صنعتیشدن کشاورزی استان کماکان در حد یک آرزو باقي ماند؟ برنج اعلای مازندران باید به جهان صادر میشد تا رنج کشاورزان هدر نرود؛ دستاورد کشاورز از همهی تلاشش چه میشود؟
مازندران با تاکید بر بومگردی شاید کمی تکان خورده است اما آیا این چیزی که الان بهعنوان بومگردی در گردشگری استفاده میشود، همه آن ظرفیتی است که در مازندران ما وجود دارد؟ البته که خیر!
روستاها ظرفیت بالقوه بسیار بالایی دارند که باید بهدرستی در جهت جاذبههای گردشگری معرفی شوند آن هم برای توسعه امکان زیست بهتر مردمان پاک همان روستاها و نه با اهداف خاص و جهت سودآوری برای عدهای شهرنشین که روستا را وسیله پیشبرد مالی خود میدانند؛ روستا نباید خالی از اهالی رنجدیدهاش شود.
اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
مازندران روی گنج بنا شده است و راهِ چگونه یافتن این دفینه، پیش نخبگان و اندیشمندانی است که مسئولان باید به مدد تفکر آنها، مسیر یافتن و سپس در اختیار مردمقراردادن آن را هموار کنند.
مجمع نمایندگان استان اگر کمی در تحقق راهافتادن کریدور شمال_جنوب همت کنند، این مسیر زودتر هموار خواهد شد؛ مسئولیت خطیری که با تصویب قوانین مرتبط با روانسازی این مهم دخیل است؛ هرچند در گذشته هم اقداماتی صورت گرفت اما چون کافی نبود به نتیجه نرسید.
حقِ رتبه اول گردشگریِ کشور این نیست که از برپایی تورهای مسافرتی کشورهای همسایه، کشورهای حوزه خلیجفارس و حتی اروپایی جا بماند.
مازندران در صنعت ساختوساز باید با ایجاد زیرساختها از روشهای نوین بهره بگیرد؛ صنعتی که زنجیرهای بیش از ۱۰۰۰ کسب و کار مرتبط را فعال میکند.
استاندار بهعنوان نماینده عالی دولت در تحقق این اهداف راهبردی، نقشی بیبدیل دارد اما این مساله نباید بهانه شود که دیگران از مسئولیتهای خطیر خود شانه خالی کنند. همه باید در کنار استاندار با همدلی و مشارکتهای فکری دلبسوزانند برای توسعه این استان سرشار.
هفته مازندران را گرامی بداریم، ارزشهای فرهنگی و میراثی آن را برای نسل جوان برجسته سازیم، جایگاه کلیدی این خطه و مردمانش در تاریخ را مرور کنیم و چون فرزانه توس بلند بخوانیم:
«که مازندران شهر ما یاد باد
همیشه بر و بومش آباد باد»
اما کمی با خود صادق باشیم و برای توسعه متوازن در این اقلیم با مردمان نجیبش هم برنامه داشته باشیم.
نباید با یادآوری جایگاه مازندران در تاریخ، از این حقیقت تلخ غافل شویم که مازندران در مقایسه با بسیاری از استانها به آنچه که شایستگیاش را داشته، نرسیده است.
در پایان نیز، تشکیل کارگروه ویژه توسعه مازندران قویتر با حضور همه نخبگان در سطح ملی و استانی در جهت برونرفت از وضعیت موجود توصیه میشود.
تنها در صورت عینیتبخشیدن به تخیل مازندرانی قویتر و توسعهیافته، میتوان در ذهنیتِ کمالگرای نسل امروز این گزاره را به ثبوت رساند که:
اگر اصفهان است نصفِ جهان
تمامِ جهان است مازندران